سالروز شهادت بانوی دو عالم
ایام فاطمیه؛ در محضر حضرت فاطمه زهرا سلاماللّٰه علیها
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ
السلام علیکم و رحمة الله و برکاته
ایام فاطمیه، سالروز شهادت بانوی دو عالم، حضرت فاطمه زهرا سلاماللّٰه علیها، دختر گرامی حضرت رسول اکرم صلیاللّٰه علیه و آله، همسر امیرالمؤمنین علی علیهالسلام و مادر امامان معصوم، را به محضر مقدس حضرت ولیعصر (عج) و به همه شما عزیزان تسلیت عرض میکنیم.
درباره تاریخ شهادت آن حضرت دو روایت نزد علمای شیعه مشهورتر است: ۷۵ روز و ۹۵ روز پس از رحلت حضرت رسول اکرم (ص). از این رو ایام فاطمیه هر سال در دو نوبت گرامی داشته میشود: فاطمیه اول، ۱۳ تا ۱۵ جمادیالاول، و فاطمیه دوم، ۳ تا ۵ جمادیالثانی. روز شهادت، بنا بر روایت مشهورتر، سوم جمادیالثانی است.
به برکت این ایام، شایسته است لحظاتی در محضر این بانوی بزرگوار بنشینیم؛ با زندگی پربرکت ایشان آشنا شویم و سخنان نورانیشان را بشنویم. از این رو، در این نوشتار ابتدا شرح حال مختصری از حضرت فاطمه زهرا (س) تقدیم میشود، سپس ماجرای فدک و خطبه مشهور فدکیه و چند فراز زیبا از همین خطبه، پس از آن روزهای پایانی زندگی ایشان و وداع امیرالمؤمنین علی (ع) با آن حضرت، و در پایان سلامی به پیشگاه ایشان با زبان زیارتنامه. این مطالب برگرفته از کتاب «گفتار دلنشین چهارده معصوم علیهمالسلام»، ترجمه و نگارش محمد محمدی اشتهاردی، انتشارات انصاریان، «نهجالبلاغه» و منابع کهن شیعه و اهلسنت، و همچنین دانشنامههای ویکیفقه و ویکیشیعه است.
در این نوشتار نام مبارک «اللّٰه سبحانه و تعالی» به صورت «اللّٰه»، و نام حضرت فاطمه زهرا سلاماللّٰه علیها به صورت «حضرت فاطمه زهرا (س)» آورده میشود. فرازهای خطبه ابتدا با بخشبندی «/» و ترجمه لغتبهلغت، و سپس با ترجمه روان نوشته شدهاند.
خلاصهای از زندگانی حضرت فاطمه زهرا (س) و چند سخن نورانی از «سَيِّدَةُ نِسَاءِ أَهْلِ الْجَنَّةِ» (سرور زنان بهشت)
نام ایشان فاطمه (س) است و القاب معروفشان زهرا، صدیقه، کبری، طاهره، راضیه، مرضیه، انسیه، بتول و محدَّثه است. کنیههای ایشان اُمّالحسن، اُمّالحسین، اُمّالائمه (مادر امامان) و اُمّاَبیها (مادرِ پدرش) است. پدر بزرگوارشان حضرت محمد مصطفی صلیاللّٰه علیه و آله و مادرشان حضرت خدیجه کبری (س) هستند.
حضرت فاطمه زهرا (س) در آستانه طلوع فجر روز جمعه، ۲۰ جمادیالثانی سال پنجم بعثت، در مکه متولد شدند. در حدود هشتسالگی همراه امیرالمؤمنین علی (ع) به مدینه هجرت کردند و در سال دوم هجرت، در آغاز ماه ذیالحجه، با ایشان ازدواج نمودند. ثمره این ازدواج پنج فرزند بود: حضرت امام حسن (ع)، حضرت امام حسین (ع)، حضرت زینب (س)، حضرت امکلثوم (س) و حضرت محسن (ع). شبهای ایشان با نماز و دعا زنده بود و زندگیشان در نهایت سادگی گذشت.
حضرت فاطمه زهرا (س) بین نماز مغرب و عشا، در ۱۳ یا ۱۵ جمادیالاول، یا سوم جمادیالثانی سال ۱۱ هجری، در سن ۱۸ سالگی در مدینه به شهادت رسیدند. به وصیت خود ایشان، پیکر مطهرشان شبانه و پنهانی به خاک سپرده شد و محل قبرشان تا امروز پنهان مانده است.
اما عمر کوتاه این بانوی بزرگوار، پس از رحلت پدر، با رویدادی همراه شد که روشنترین جلوه شجاعت، بصیرت و دفاع ایشان از حق است؛ رویدادی که سخنان جاودانهای از دل آن برخاست و تا امروز چراغ راه ماست. این رویداد، ماجرای فدک و خطبه فدکیه است.
واقعه فدک و خطبه فدکیه
فدک سرزمینی آباد با باغها و نخلستانها در نزدیکی خیبر بود. پس از فتح خیبر، اهالی فدک بدون جنگ با حضرت رسول اکرم (ص) صلح کردند و این سرزمین، چون بدون لشکرکشی به دست آمده بود، به خود پیامبر اختصاص یافت. بنا بر روایات شیعه، هنگامی که آیه «وَآتِ ذَا الْقُرْبَىٰ حَقَّهُ» (و حق خویشاوند را بپرداز) نازل شد، حضرت رسول اکرم (ص) فدک را به دخترشان حضرت فاطمه زهرا (س) بخشیدند و فدک در زمان حیات پیامبر در اختیار ایشان بود.
پس از رحلت حضرت رسول اکرم (ص)، ابوبکر بن ابیقحافه به عنوان خلیفه بر سر کار آمد و حکومت او فدک را از حضرت فاطمه زهرا (س) گرفت. ایشان برای احقاق حق خود و نیز برای دفاع از حق امیرالمؤمنین علی (ع) در جانشینی پیامبر، همراه جمعی از زنان خاندان خود به مسجد پیامبر آمدند. ابوبکر در میان جمعی از مهاجران و انصار در مسجد حضور داشت. حضرت فاطمه زهرا (س) پشت پردهای نشستند و نالهای از دل برآوردند که همه حاضران را به گریه انداخت. سپس خطبهای بلیغ و پرمحتوا ایراد فرمودند که به «خطبه فدکیه» مشهور شد.
این خطبه گرانبها هم در منابع معتبر اهلسنت و هم در منابع معتبر شیعه نقل شده است. از منابع اهلسنت میتوان به کتاب «بلاغات النساء» نوشته احمد بن ابی طاهر طیفور (قرن سوم هجری)، که قدیمیترین منبع موجود این خطبه است، و کتاب «السقیفة و فدک» نوشته ابوبکر جوهری اشاره کرد؛ ابن ابیالحدید معتزلی نیز در «شرح نهجالبلاغه» بخشهایی از خطبه را از همین کتاب نقل کرده است. از منابع شیعه نیز کتاب «الاحتجاج» نوشته احمد بن علی طبرسی، که کاملترین متن خطبه را آورده، و کتاب «من لا یحضره الفقیه» شیخ صدوق، که بخشی از آن را نقل کرده است، از مهمترین منابع به شمار میروند.
خلاصه خطبه فدکیه
مخاطب این خطبه همه حاضران در مسجد، یعنی مهاجران و انصار بودند. در بخشی از خطبه، حضرت فاطمه زهرا (س) خلیفه وقت، ابوبکر، را مستقیم خطاب کردند و در پایان، انصار را به طور ویژه مورد خطاب قرار دادند.
حضرت فاطمه زهرا (س) خطبه را با حمد و سپاس اللّٰه بر نعمتهای بیشمارش و گواهی به یگانگی او آغاز کردند. سپس به رسالت پدرشان گواهی دادند و حقیقتی بسیار بزرگ را بیان فرمودند: اللّٰه پدرشان، حضرت محمد (ص)، را پیش از آنکه آفریده شود نام نهاد، و پیش از آنکه به رسالت مبعوث شود برگزید؛ در زمانی که همه آفریدگان هنوز در پرده غیب پنهان بودند و در نهایت عدم قرار داشتند. یعنی پیش از آنکه اساساً خلقتی پدید آید، اللّٰه پیامبرش را انتخاب کرده بود.
آنگاه یادآوری کردند که مردم پیش از اسلام در گمراهی، پراکندگی، بتپرستی، فقر و ذلت بودند و اللّٰه به برکت وجود حضرت رسول اکرم (ص) آنان را از آن تاریکیها نجات داد. سپس رو به مردم کردند و آنان را حاملان دین و امانتداران وحی و پیام اللّٰه نامیدند، جایگاه قرآن را بیان فرمودند و در بخشی بسیار زیبا، حکمت احکام دین، از ایمان و نماز و زکات و روزه تا حج، عدالت، نیکی به پدر و مادر و صله رحم را یکییکی برشمردند.
پس از آن، خود را معرفی کردند و فرمودند: بدانید که من فاطمهام و پدرم محمد (ص) است. فداکاریهای پیامبر و امیرالمؤمنین علی (ع) در یاری اسلام را یادآوری نمودند، و آنچه را پس از رحلت پیامبر پیش آمده بود، نشانه بازگشت به راههای پیشین دانستند.
سپس خلیفه وقت را مستقیم خطاب کردند و با استناد به آیات قرآن درباره ارث، مانند ارث بردن سلیمان از داوود و دعای زکریا برای فرزندی که از او ارث ببرد، استدلال فرمودند که آیا در کتاب اللّٰه آمده است که تو از پدرت ارث ببری و من از پدرم ارث نبرم؟ و داوری نهایی را به روز قیامت و به پیشگاه اللّٰه سپردند.
در پایان، انصار را که روزی یاوران پیامبر بودند مورد خطاب قرار دادند و آنان را به سبب سکوت در برابر آنچه پیش آمده بود سرزنش کردند و یادآوری نمودند که توان یاری حق را داشتند، اما آن را ترک کردند.
اکنون که با فضای این خطبه آشنا شدیم، زیباست که چند فراز از آن را از زبان خود حضرت فاطمه زهرا (س) بشنویم و واژهبهواژه در آن تأمل کنیم.
چند فراز از خطبه فدکیه
خطبه فدکیه خطبهای طولانی و سرشار از معارف است و آوردن متن کامل آن در یک پیام ممکن نیست. از این رو، در ادامه تنها چند فراز برگزیده از آن، به همان ترتیبی که در خطبه آمده، تقدیم میشود. فرازها پشت سر هم نیستند و میان آنها بخشهایی از خطبه آورده نشده است. علاقهمندان میتوانند متن کامل خطبه را در کتاب «الاحتجاج» طبرسی یا ترجمههای فارسی آن مطالعه کنند.
فراز ۱: آغاز خطبه با سپاس اللّٰه
اَلْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَىٰ مَا أَنْعَمَ وَلَهُ الشُّكْرُ عَلَىٰ مَا أَلْهَمَ وَالثَّنَاءُ بِمَا قَدَّمَ
ستایش اللّٰه را بر نعمتهایی که عطا فرمود، و سپاس او را بر آنچه به بندگان الهام کرد، و ثنای او را بر عطاهایی که پیشاپیش بخشید.
اعیانالشیعه، ج ۱، ص ۳۱۵
فراز ۲: برگزیده شدن پیامبر پیش از آفرینش
وَأَشْهَدُ أَنَّ أَبِي مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ اخْتَارَهُ وَانْتَجَبَهُ قَبْلَ أَنْ أَرْسَلَهُ وَسَمَّاهُ قَبْلَ أَنِ اجْتَبَلَهُ وَاصْطَفَاهُ قَبْلَ أَنِ ابْتَعَثَهُ إِذِ الْخَلَائِقُ بِالْغَيْبِ مَكْنُونَةٌ وَبِسَتْرِ الْأَهَاوِيلِ مَصُونَةٌ وَبِنِهَايَةِ الْعَدَمِ مَقْرُونَةٌ عِلْمًا مِنَ اللَّهِ تَعَالَىٰ بِمَآيِلِ الْأُمُورِ وَإِحَاطَةً بِحَوَادِثِ الدُّهُورِ وَمَعْرِفَةً بِمَوَاقِعِ الْمَقْدُورِ ابْتَعَثَهُ اللَّهُ تَعَالَىٰ إِتْمَامًا لِأَمْرِهِ وَعَزِيمَةً عَلَىٰ إِمْضَاءِ حُكْمِهِ وَإِنْفَاذًا لِمَقَادِيرِ حَتْمِهِ
و گواهی میدهم که پدرم محمد (ص) بنده و رسول اللّٰه است، و اللّٰه او را پیش از آنکه به پیغمبری مبعوث کند، اختیار و انتخاب کرد، و پیش از آنکه او را بیافریند، او را نام نهاد، و قبل از برانگیخته شدنش، او را برگزید؛ در آن هنگام که تمام خلائق، در زیر پردههای غیب و نهانخانههای بیم و هراس، مستور، و به آخرین حدّ عدم، مقرون بودند یعنی در نهایتِ نیستی قرار داشتند و هنوز به وجود نیامده بودند؛ چرا که اللّٰه به سرانجام امور و حوادث روزگار و جریان کارها آگاهی داشت. او (محمد ص) را برای کامل نمودن امر خود برانگیخت، تا حکمش را اجرا، و به مقدّرات حتمی او جامه عمل بپوشاند.
اعیانالشیعه، ج ۱، ص ۳۱۶
تدبر، اللّٰه اعلم: این فراز نشان میدهد که رسالت حضرت رسول اکرم (ص) یک اتفاق ناگهانی در تاریخ نبود؛ انتخابی الهی بود که پیش از آفرینش جهان صورت گرفته بود. وقتی پیامبری با چنین جایگاهی برای هدایت ما فرستاده شده است، قدر شناختن این نعمت و پیروی از راه او، شایستهترین پاسخ ماست.
فراز ۳: جایگاه قرآن
كِتَابُ اللَّهِ قَائِدٌ إِلَى الرِّضْوَانِ اتِّبَاعُهُ مُؤَدٍّ إِلَى النَّجَاةِ اسْتِمَاعُهُ
پیروی از کتاب اللّٰه، انسان را به سوی رضوان و خشنودی اللّٰه رهبری میکند و گوش سپردن به آن، او را به نجات میرساند.
فراز ۴: حکمت احکام دین
فَجَعَلَ اللَّهُ الْإِيمَانَ تَطْهِيرًا لَكُمْ مِنَ الشِّرْكِ وَالصَّلَاةَ تَنْزِيهًا لَكُمْ عَنِ الْكِبْرِ وَالزَّكَاةَ تَزْكِيَةً لِلنَّفْسِ وَنَمَاءً فِي الرِّزْقِ وَالصِّيَامَ تَثْبِيتًا لِلْإِخْلَاصِ
پس اللّٰه ایمان را مایه پاکی شما از شرک، و نماز را وسیله دوری شما از تکبر، و زکات را مایه پاکی جان و افزایش روزی، و روزه را وسیله استواری اخلاص قرار داد.
فراز ۵: اطاعت و امامت اهلبیت
وَ [جَعَلَ اللَّهُ] طَاعَتَنَا نِظَامًا لِلْمِلَّةِ وَإِمَامَتَنَا أَمَانًا مِنَ الْفُرْقَةِ
و اللّٰه، «اطاعت ما» (خاندان رسالت) را برای حفظ نظام اجتماع قرار داد، و «امامت و رهبری» ما را باعث ایمنی از اختلاف و پراکندگی مقرّر فرمود.
فراز ۶: صبر، یاور پاداش
وَ [جَعَلَ اللَّهُ] الصَّبْرَ مَعُونَةً عَلَى اسْتِيجَابِ الْأَجْرِ
و اللّٰه، «صبر و استقامت» را کمکی برای استحقاق و دریافت پاداش مقرّر کرد.
فراز ۷: نیکی به پدر و مادر، سپر خشم اللّٰه
وَ [جَعَلَ اللَّهُ] بِرَّ الْوَالِدَيْنِ وِقَايَةً مِنَ السَّخَطِ
و اللّٰه، «نیکی به پدر و مادر» را سپری در برابر خشم خود نمود.
تدبر، اللّٰه اعلم: نیکی به پدر و مادر فقط یک رفتار اخلاقی نیست؛ انسان را از ناخشنودی اللّٰه حفظ میکند. اگر پدر و مادر در قید حیات هستند، قدرشان را بدانیم؛ و اگر از دنیا رفتهاند، با دعا، صدقه و کار خیر به نیابت از آنان، این نیکی را ادامه دهیم.
فراز ۸: صله رحم، مایه طول عمر
وَ [جَعَلَ اللَّهُ] صِلَةَ الْأَرْحَامِ مَنْسَأَةً فِي الْعُمُرِ
و اللّٰه، «صله رحم» (پیوند نیک با خویشاوندان) را سبب بلندی و طول عمر نمود.
فراز ۹: وفای به نذر، راه آمرزش
وَ [جَعَلَ اللَّهُ] الْوَفَاءَ بِالنَّذْرِ تَعْرِيضًا لِلْمَغْفِرَةِ
و اللّٰه، «وفای به نذر» را وسیله قرار گرفتن در معرض آمرزش خود مقرّر نمود.
فرازهای ۳ تا ۹ از کتاب گفتار دلنشین، به نقل از اعیانالشیعه، ج ۱، ص ۳۱۶
تدبر، اللّٰه اعلم: حضرت فاطمه زهرا (س) در سختترین روزهای زندگی، سخن خود را با حمد و شکر اللّٰه آغاز کردند؛ گویی به ما میآموزند که حتی در اوج غم و مظلومیت نیز نگاه انسان مؤمن از نعمتهای اللّٰه جدا نمیشود. ایشان در همان حال، به جای بیان صرف شکایت، مردم را به قرآن، به حکمت عبادات و به راه درست هدایت بازگرداندند. احکام دین در این نگاه، باری بر دوش انسان نیست؛ هر کدام دارویی برای پاکی قلب و سامان یافتن زندگی فردی و اجتماعی است.
روزهای پایانی زندگی حضرت فاطمه زهرا (س)
اکنون که سخنان نورانی آن حضرت را شنیدیم، شایسته است لحظهای با ایشان به روزهای پایانی زندگیشان برویم؛ روزهایی که میان رحلت پدر بزرگوارشان و شهادت خودشان، تنها ۷۵ یا ۹۵ روز فاصله بود.
برای آنکه عمق این رنج را دریابیم، باید لحظهای خود را به جای ایشان بگذاریم. حضرت فاطمه زهرا (س) در آن روزها تنها هجده سال داشتند. دختری بودند که داغ رحلت پدری چون حضرت رسول اکرم (ص) را بر دل داشتند؛ پدری که بنا بر نقل، ایشان را «امّاَبیها» (مادرِ پدرش) مینامیدند و هرگاه دخترشان نزدشان میآمد، به احترام ایشان برمیخاستند. همسری بودند که شاهد بودند حق همسرشان، امیرالمؤمنین علی (ع)، در جانشینی پیامبر نادیده گرفته شد. و مادری بودند با چهار فرزند خردسال: حضرت امام حسن (ع) نزدیک به هشت سال، حضرت امام حسین (ع) نزدیک به هفت سال، حضرت زینب (س) پنج یا شش سال، و حضرت امکلثوم (س) از ایشان نیز کوچکتر؛ و فرزند دیگری نیز در راه داشتند.
اندوه آن حضرت در فراق پدر چنان بود که حضرت امام صادق (ع) ایشان را در شمار پنج تن از «بکّائین» (بسیار گریهکنندگان) تاریخ شمردهاند: حضرت آدم (ع)، حضرت یعقوب (ع)، حضرت یوسف (ع)، حضرت فاطمه زهرا (س) و حضرت امام سجاد (ع). بنا بر همین روایت، آن حضرت چنان بر پدر میگریستند که برخی از اهل مدینه از گریه ایشان گلایه کردند؛ از آن پس، ایشان به مزار شهیدان میرفتند، در آنجا میگریستند و بازمیگشتند. (الخصال، شیخ صدوق، ج ۱، ص ۲۷۲)
اما رنج این بانو تنها داغ پدر نبود. بنا بر گزارش منابع شیعه، مانند «کتاب سُلَیم بن قیس» و «دلائل الامامه» طبری، پس از ماجرای سقیفه به خانه ایشان هجوم بردند؛ در این هجوم، آن حضرت پشت در خانه آسیب دیدند و فرزندی که در راه داشتند، حضرت محسن (ع)، سقط شد. برخی منابع اهلسنت نیز، مانند «المُصنَّف» ابن ابیشیبه، از تهدید به آتش زدن خانه ایشان در همان روزها خبر دادهاند. در همین روزها فدک نیز از ایشان گرفته شد و آن حضرت، با همه رنجها، برای دفاع از حق به مسجد پیامبر آمدند و خطبه فدکیه را ایراد فرمودند.
پس از این رنجها، آن حضرت بیمار و بستری شدند. امیرالمؤمنین علی (ع) خود از ایشان پرستاری میکردند و کودکان خردسال، کنار بستر مادر بودند؛ و حضرت زینب (س)، دختر پنج یا شش ساله، بنا بر نقل در پرستاری مادر یاور پدر بودند.
در روزهای پایانی، حضرت فاطمه زهرا (س) به امیرالمؤمنین علی (ع) وصیت کردند که ایشان را شبانه غسل دهند و به خاک بسپارند، و کسانی که بر ایشان ستم کرده بودند، بر پیکرشان حاضر نشوند. حتی در «صحیح بخاری»، از معتبرترین کتابهای اهلسنت، آمده است که آن حضرت تا هنگام شهادت از خلیفه وقت دلگیر بودند و با او سخن نگفتند، و امیرالمؤمنین علی (ع) ایشان را شبانه به خاک سپردند و خلیفه را خبر نکردند. (صحیح بخاری، کتاب المغازی، باب غزوه خیبر)
و سرانجام، بین نماز مغرب و عشا، این بانوی هجدهساله به شهادت رسیدند. آن شب، امیرالمؤمنین علی (ع) پیکر مطهر همسرشان را غسل دادند و در تاریکی شب، همراه جمعی اندک از یاران وفادار، به خاک سپردند؛ و محل قبر ایشان تا امروز پنهان مانده است.
هر یک از این رنجها برای شکستن یک انسان کافی است. دختری را تصور کنیم که داغ رحلت پدر را بر دل دارد؛ همسری را که شاهد تنهایی و مظلومیت همسرش است؛ و مادری را که میداند بهزودی کودکان خردسالش را تنها خواهد گذاشت. حضرت فاطمه زهرا (س) همه این رنجها را در هجدهسالگی و در کمتر از صد روز بر دل داشتند؛ و با این همه، تا آخرین روز، از حق دفاع کردند و لب به ناسپاسی نگشودند.
وداع امیرالمؤمنین علی (ع) با حضرت فاطمه زهرا (س)
پس از به خاک سپردن پیکر مطهر حضرت فاطمه زهرا (س)، امیرالمؤمنین علی (ع) رو به قبر حضرت رسول اکرم (ص) کردند و با دلی داغدار سخن گفتند. این سخن طولانیتر است و در ادامه چند فراز از آن، به همان ترتیبی که آمده، تقدیم میشود؛ فرازها پشت سر هم نیستند.
فراز ۱: سلام از سوی من و دخترت
السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ عَنِّي وَعَنِ ابْنَتِكَ النَّازِلَةِ فِي جِوَارِكَ وَالسَّرِيعَةِ اللَّحَاقِ بِكَ قَلَّ يَا رَسُولَ اللَّهِ عَنْ صَفِيَّتِكَ صَبْرِي وَرَقَّ عَنْهَا تَجَلُّدِي
سلام بر تو ای رسول اللّٰه، از سوی من و از سوی دخترت که اکنون در کنار تو آرام گرفته و چه زود به تو پیوست. ای رسول اللّٰه، در فراق دختر برگزیدهات، صبرم اندک شده و توان خویشتنداریام سست گشته است.
فراز ۲: جای تسلّی
إِلَّا أَنَّ فِي التَّأَسِّي لِي بِعَظِيمِ فُرْقَتِكَ وَفَادِحِ مُصِيبَتِكَ مَوْضِعَ تَعَزٍّ
جز آنکه چون جدایی بزرگ از تو و مصیبت سنگین رحلت تو را به یاد میآورم، که آن را نیز تحمل کردم، برای این مصیبت نیز جای تسلّی هست.
فراز ۳: اندوهی همیشگی
أَمَّا حُزْنِي فَسَرْمَدٌ وَأَمَّا لَيْلِي فَمُسَهَّدٌ
اما اندوهم همیشگی است و شبهایم بیخواب.
فراز ۴: از دخترت بپرس
وَسَتُنَبِّئُكَ ابْنَتُكَ بِتَضَافُرِ أُمَّتِكَ عَلَى هَضْمِهَا فَأَحْفِهَا السُّؤَالَ وَاسْتَخْبِرْهَا الْحَالَ
و بهزودی دخترت تو را آگاه خواهد کرد که امتت چگونه بر ستم به او همدست شدند؛ پس از او همه چیز را بپرس و حال را از او جویا شو.
نهجالبلاغه، خطبه ۲۰۲؛ الکافی، کلینی، ج ۱، ص ۴۵۸ و ۴۵۹
تدبر، اللّٰه اعلم: امیرالمؤمنین علی (ع)، که خود اسوه صبر بودند، در این سخن از اندک شدن صبر و سست شدن توان خویش سخن گفتند؛ و این نشان میدهد که اندوه و اشک در مصیبت، با صبر منافاتی ندارد. اما ایشان در همان حال، راه تسلّی را نیز نشان دادند: یادآوری مصیبت بزرگتری که پیشتر با صبر از آن گذشته بودند. ما نیز در سختیهای زندگی میتوانیم از سختیهایی که پیشتر به یاری اللّٰه از آنها گذشتهایم نیرو بگیریم و بدانیم که از این سختی نیز، به یاری او، خواهیم گذشت.
سلام بر تو ای بانوی آزموده
ای بانوی دو عالم، ای دختر پیامبر، ای سرور زنان بهشت، شهادت مظلومانهتان را به محضر فرزند بزرگوارتان، حضرت ولیعصر (عج)، و به همه شیعیان جهان و همه دوستداران خاندان نبوت و اهلبیت علیهمالسلام تسلیت عرض میکنیم. عمرتان کوتاه بود، اما نورتان تا قیامت میدرخشد؛ قبرتان پنهان است، اما جایگاهتان در دلهای مؤمنان آشکار است. ما در غم شما سوگواریم و با یاد رنجهایتان اشک میریزیم. جان ما فدایتان باد، ای بانوی صبر و ایمان.
و با زبان زیارتنامهای که شیخ طوسی برای زیارت ایشان نقل کرده است، به پیشگاهشان عرض میکنیم:
يَا مُمْتَحَنَةُ امْتَحَنَكِ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَكِ قَبْلَ أَنْ يَخْلُقَكِ فَوَجَدَكِ لِمَا امْتَحَنَكِ صَابِرَةً
ای بانوی آزمودهشده؛ اللّٰه که تو را آفرید، پیش از آنکه (در این دنیا) بیافریندت، تو را آزمود، و تو را در آنچه به آن آزموده بود، شکیبا یافت.
تهذیب الاحکام، شیخ طوسی، ج ۶، ص ۹ و ۱۰؛ مصباح المتهجد، شیخ طوسی، ص ۷۱۱
تدبر، اللّٰه اعلم: در فراز ۲ خطبه فدکیه خواندیم که اللّٰه حضرت محمد (ص) را پیش از آفرینش برگزید؛ و در این زیارت میخوانیم که حضرت فاطمه زهرا (س) نیز پیش از آفرینش آزموده شدند و صابر یافته شدند. یعنی رنجهای آن روزهای کوتاه، امتحانی بود که ایشان از پیش برای آن آماده بودند و با صبر از آن سربلند بیرون آمدند. این همان درسی است که در جلسات قرآنی با هم میخوانیم: سختیها امتحاناند، و راه عبور از آنها صبر و توکل بر اللّٰه است.
و نیز با چند فراز از زیارتنامهای دیگر عرض میکنیم:
السَّلَامُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَيْكِ يَا سَيِّدَةَ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَالْآخِرِينَ السَّلَامُ عَلَيْكِ يَا زَوْجَةَ وَلِيِّ اللَّهِ وَخَيْرِ الْخَلْقِ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَيْكِ يَا أُمَّ الْحَسَنِ وَالْحُسَيْنِ سَيِّدَيْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ السَّلَامُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الصِّدِّيقَةُ الشَّهِيدَةُ السَّلَامُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الْمَظْلُومَةُ الْمَغْصُوبَةُ السَّلَامُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الْمُضْطَهَدَةُ الْمَقْهُورَةُ السَّلَامُ عَلَيْكِ يَا فَاطِمَةُ بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكَاتُهُ
سلام بر تو ای دختر رسول اللّٰه؛ سلام بر تو ای سرور زنان جهانیان، از نخستین تا واپسین؛ سلام بر تو ای همسر ولیّ اللّٰه (امیرالمؤمنین علی (ع))، بهترین آفریدگان پس از رسول اللّٰه؛ سلام بر تو ای مادر حسن و حسین (ع)، دو سرور جوانان اهل بهشت؛ سلام بر تو ای صدیقه شهیده؛ سلام بر تو ای بانوی ستمدیدهای که حقش را غصب کردند؛ سلام بر تو ای بانوی آزاردیدهای که بر او ستم روا داشتند؛ سلام بر تو ای فاطمه، دختر رسول اللّٰه، و رحمت و برکات اللّٰه بر تو باد.
از زیارتنامه حضرت فاطمه زهرا (س)، مفاتیحالجنان
از اللّٰه میخواهیم که به برکت این ایام، ما را از رهروان راه حضرت فاطمه زهرا (س) قرار دهد؛ ایمانی چون ایمان ایشان، صبری چون صبر ایشان در سختیها، و شجاعتی چون شجاعت ایشان در دفاع از حق به ما عطا فرماید، و ما را در دنیا و آخرت از شفاعت ایشان و خاندان پاکشان بهرهمند سازد.
السلام علیکم و رحمة الله و برکاته
وَآخِرُ دَعْوَانَا أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ، وَصَلَّى اللهُ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ الْمَعْصُومِينَ.
و پایان سخن ما این است که همه ستایشها مخصوص اللّٰه، پروردگار جهانیان است؛ و صلوات اللّٰه بر محمد و خاندان پاک و معصوم ایشان باد.
اللّٰه یاور و نگهدارتان