راه عبور از سختی‌های زندگی چیست؟

بخش ۴: ایمان؛ چگونه قلب به تکیه‌گاه می‌رسد؟

در بخش گذشته دیدیم که صبر فقط تحمل کردن سختی نیست. صبر با شناخت، استعانت (کمک گرفتن) از الله، تقوا، تمرین و امید ساخته می‌شود. همچنین دیدیم که انسان هرچه الله را بهتر بشناسد، می‌تواند در برابر آنچه حکمت کاملش را نمی‌داند، استوارتر بماند.

اما هنوز یک سؤال اساسی باقی است: این شناخت چگونه آن‌قدر در درون انسان قوی می‌شود که هنگام آمدن موج، فقط یک دانسته ذهنی نباشد و واقعاً قلب را نگه دارد؟

اینجاست که به بررسی موضوع ایمان می‌رسیم.

ممکن است انسان الله را قبول داشته باشد، نماز بخواند و بسیاری از دانسته‌های دینی را هم بداند؛ اما قرآن میان دانستن، گفتن و وارد شدن ایمان به قلب تفاوت می‌گذارد.

الله (س) در سوره حجرات، آیه ۱۴ می‌فرماید:

قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَلَٰكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمَانُ فِي قُلُوبِكُمْ وَإِنْ تُطِيعُوا اللهَ وَرَسُولَهُ لَا يَلِتْكُمْ مِنْ أَعْمَالِكُمْ شَيْئًا إِنَّ اللهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ ﴿١٤﴾

قَالَتِ الْأَعْرَابُبادیه‌نشینان (عرب‌های بیابان‌نشین) گفتند
آمَنَّاایمان آوردیم
قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوابگو ایمان نیاورده‌اید
وَلَٰكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنَاولی بگویید اسلام آوردیم
وَلَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمَانُ فِي قُلُوبِكُمْو هنوز ایمان در قلب‌های شما وارد نشده است
وَإِنْ تُطِيعُوا اللهَ وَرَسُولَهُو اگر از الله و رسول او اطاعت کنید
لَا يَلِتْكُمْ مِنْ أَعْمَالِكُمْ شَيْئًاچیزی از اعمال شما نمی‌کاهد
إِنَّ اللهَ غَفُورٌ رَحِيمٌهمانا الله بسیار آمرزنده و مهربان است.

بادیه‌نشینان گفتند: ایمان آوردیم. بگو: شما هنوز ایمان نیاورده‌اید، بلکه بگویید اسلام آورده‌ایم؛ زیرا هنوز ایمان در قلب‌های شما وارد نشده است. و اگر از الله و رسول او اطاعت کنید، چیزی از پاداش اعمال شما کاسته نمی‌شود؛ همانا الله بسیار آمرزنده و مهربان است. ﴿۱۴﴾

تفسیر: این آیه میان اسلام ظاهری و ایمانی که وارد قلب شده است تفاوت می‌گذارد. ایمان فقط گفتن «ایمان آوردیم» نیست؛ حقیقتی است که باید در قلب انسان جای بگیرد و در اطاعت و رفتار او نیز اثر بگذارد. پس ممکن است کسی اسلام را پذیرفته باشد، اما ایمان هنوز در قلب او به مرحله‌ای نرسیده باشد که آثارش به‌طور کامل در زندگی او آشکار شود.

این نکته برای موضوع ما بسیار مهم است. ممکن است ما بارها بگوییم «من به الله ایمان دارم»، اما وقتی موج زندگی می‌آید، تازه معلوم می‌شود این ایمان تا چه اندازه در قلب ما ریشه گرفته است.

قرآن نشان می‌دهد که ایمان یک درجه ثابت نیست؛ می‌تواند بیشتر و عمیق‌تر شود.

الله (س) در سوره انفال، آیات ۲ تا ۴ می‌فرماید:

إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آيَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِيمَانًا وَعَلَىٰ رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ ﴿٢﴾

إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَمؤمنان فقط کسانی هستند
الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللهُکه هنگامی که الله یاد شود
وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْقلب‌هایشان می‌لرزد
وَإِذَا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آيَاتُهُو هنگامی که آیات او بر آنان خوانده شود
زَادَتْهُمْ إِيمَانًابر ایمانشان می‌افزاید
وَعَلَىٰ رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَو بر پروردگارشان توکل می‌کنند.

مؤمنان کسانی هستند که هنگامی که الله یاد شود، قلب‌هایشان متأثر می‌شود، و هنگامی که آیات او بر آنان خوانده شود، بر ایمانشان افزوده می‌شود، و بر پروردگارشان توکل (تکیه و اعتماد) می‌کنند. ﴿۲﴾

الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ ﴿٣﴾

الَّذِينَهمان کسانی که
يُقِيمُونَ الصَّلَاةَنماز را برپا می‌دارند
وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْو از آنچه به آنان روزی داده‌ایم
يُنْفِقُونَانفاق می‌کنند.

همان کسانی که نماز را برپا می‌دارند و از آنچه به آنان روزی داده‌ایم، انفاق (بخشش در راه الله) می‌کنند. ﴿۳﴾

أُولَٰئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَهُمْ دَرَجَاتٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَمَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ ﴿٤﴾

أُولَٰئِكَآنان
هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّاهمان مؤمنان حقیقی‌اند
لَهُمْ دَرَجَاتٌ عِنْدَ رَبِّهِمْبرای آنان نزد پروردگارشان درجاتی است
وَمَغْفِرَةٌو آمرزشی
وَرِزْقٌ كَرِيمٌو روزی کریمانه‌ای.

آنان همان مؤمنان حقیقی‌اند؛ برای آنان نزد پروردگارشان درجاتی (مرتبه‌ها و مرحله‌هایی)، آمرزش و روزی کریمانه است. ﴿۴﴾

تفسیر: تعبیر «زَادَتْهُمْ إِيمَانًا» نشان می‌دهد که ایمان می‌تواند افزایش پیدا کند. همچنین تعبیر «لَهُمْ دَرَجَاتٌ» نشان می‌دهد که ایمان دارای درجات و مراتب (مرحله‌ها) است. در این آیات، یاد الله، شنیدن آیات، توکل، نماز و انفاق در کنار یکدیگر آمده‌اند. بنابراین ایمان قلبی از زندگی و عمل انسان جدا نیست؛ ایمان رشد می‌کند و آثار آن در رفتار انسان نیز ظاهر می‌شود.

تدبر، الله اعلم: اینجا شاید پاسخ یکی از سؤال‌های ما روشن‌تر شود. چگونه انسان به ایمانی می‌رسد که هنگام موج بتواند او را نگه دارد؟

ایمان فقط با آرزو کردن قوی نمی‌شود. انسان باید الله را بیشتر بشناسد، آیات او را بفهمد، آنچه را فهمیده است در زندگی به کار بگیرد و در انتخاب‌های واقعی، بارها به جای تسلیم شدن در برابر خواسته نفس، به الله اعتماد کند.

هر بار که چیزی را می‌فهمیم و بر اساس آن عمل می‌کنیم، می‌توانیم یک قدم از «می‌دانم» به «باور دارم» نزدیک‌تر شویم.

اما قرآن عامل بسیار مهم دیگری را نیز برای قلب بیان می‌کند: ذکر الله.

الله (س) در سوره رعد، آیه ۲۸ می‌فرماید:

الَّذِينَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللهِ أَلَا بِذِكْرِ اللهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ ﴿٢٨﴾

الَّذِينَ آمَنُواکسانی که ایمان آورده‌اند
وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْو قلب‌هایشان آرام می‌گیرد
بِذِكْرِ اللهِبا یاد الله
أَلَا بِذِكْرِ اللهِآگاه باشید با یاد الله
تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُقلب‌ها آرام می‌گیرند.

همان کسانی که ایمان آورده‌اند و قلب‌هایشان با یاد الله آرام می‌گیرد. آگاه باشید که با یاد الله قلب‌ها آرام می‌گیرند. ﴿۲۸﴾

تفسیر: ذکر الله فقط گفتن نام الله با زبان نیست؛ اصل ذکر این است که یاد الله در قلب انسان زنده و حاضر باشد. ذکر زبانی نیز می‌تواند به زنده ماندن این یاد در قلب کمک کند. آیه، طمأنینه (آرامش و ثبات قلبی) را به یاد الله پیوند می‌دهد؛ یعنی قلب مؤمن با توجه به الله و یاد او به آرامش می‌رسد.

تدبر، الله اعلم: شاید یکی از مشکلات ما همین باشد. هنگام آمدن موج، ذهن ما آن‌قدر پر از خودِ حادثه می‌شود که الله را فراموش می‌کنیم. تمام توجه ما می‌رود روی اینکه چه اتفاقی افتاده، چه چیزی ممکن است از دست برود، دیگران چه خواهند کرد و آینده چه خواهد شد.

موج در ذهن ما بزرگ و بزرگ‌تر می‌شود و یاد الله کوچک و کوچک‌تر.

ذکر، جهت این توجه را تغییر می‌دهد. مشکل هنوز وجود دارد، اما انسان تلاش می‌کند در میان مشکل، الله را فراموش نکند.

«من این موج را می‌بینم، اما فقط موج را نمی‌بینم.»

این همان چیزی است که باید آرام‌آرام در قلب تمرین شود.

قرآن مرحله دیگری را نیز نشان می‌دهد؛ جایی که آرامش فقط حاصل تلاش خود انسان نیست، بلکه خودِ الله سکینه را در قلب مؤمنان قرار می‌دهد.

الله (س) در سوره فتح، آیه ۴ می‌فرماید:

هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ السَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لِيَزْدَادُوا إِيمَانًا مَعَ إِيمَانِهِمْ وَلِلَّهِ جُنُودُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَكَانَ اللهُ عَلِيمًا حَكِيمًا ﴿٤﴾

هُوَ الَّذِياو همان کسی است که
أَنْزَلَ السَّكِينَةَسکینه را فرو فرستاد
فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَدر قلب‌های مؤمنان
لِيَزْدَادُوا إِيمَانًاتا بر ایمانشان افزوده شود
مَعَ إِيمَانِهِمْهمراه با ایمانشان
وَلِلَّهِ جُنُودُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِو لشکریان آسمان‌ها و زمین از آنِ الله است
وَكَانَ اللهُ عَلِيمًا حَكِيمًاو الله دانا و حکیم است.

او همان کسی است که سکینه را در قلب‌های مؤمنان فرو فرستاد تا بر ایمانشان افزوده شود؛ و لشکریان آسمان‌ها و زمین از آنِ الله است، و الله دانا و حکیم است. ﴿۴﴾

تفسیر: سکینه (آرامش همراه با ثبات و اطمینان قلبی) از نعمت‌های الهی است که الله در قلب مؤمنان قرار می‌دهد. آیه می‌فرماید این سکینه سبب می‌شود ایمان آنان بر ایمانشان افزوده شود. پس ایمان دارای رشد و افزایش است، و سکینه نیز نعمتی از سوی الله است که می‌تواند قلب مؤمن را استوارتر و ایمان او را عمیق‌تر کند.

نکته بسیار زیبای آیه این است که می‌فرماید:

«لِيَزْدَادُوا إِيمَانًا مَعَ إِيمَانِهِمْ»

«تا بر ایمانشان، ایمانی افزوده شود.»

تدبر، الله اعلم: انسان ایمان دارد، در مسیر ایمان می‌ایستد و در دل یک موقعیت واقعی، آرامش و یاری الله را تجربه می‌کند. اگر این تجربه را فراموش نکند، همان تجربه می‌تواند اعتماد او را برای آینده عمیق‌تر کند.

همان مثال کودک و پدر که در بخش گذشته گفتیم، اینجا یک نکته دیگر را نیز روشن می‌کند: تجربه اعتماد، اگر فراموش نشود، می‌تواند اعتماد بعدی را بیشتر کند.

در زندگی نیز ممکن است انسان بارها در سختی قرار بگیرد، دعا کند، صبر کند و بعد از مدتی ببیند راهی که اصلاً نمی‌دید برایش باز شده است. اگر این تجربه‌ها را فراموش نکند، هر کدام می‌توانند شناخت و اعتماد او را برای موج بعدی بیشتر کنند.

اما مشکل اینجاست که ما بسیاری از اوقات بعد از عبور از سختی، آنچه را در دل همان سختی تجربه کرده‌ایم فراموش می‌کنیم. قرآن همین حالت انسان را در صحنه‌ای بسیار روشن به ما نشان می‌دهد.

الله (س) در سوره اسراء، آیات ۶۷ تا ۶۹ می‌فرماید:

وَإِذَا مَسَّكُمُ الضُّرُّ فِي الْبَحْرِ ضَلَّ مَنْ تَدْعُونَ إِلَّا إِيَّاهُ فَلَمَّا نَجَّاكُمْ إِلَى الْبَرِّ أَعْرَضْتُمْ وَكَانَ الْإِنْسَانُ كَفُورًا ﴿٦٧﴾

وَإِذَا مَسَّكُمُ الضُّرُّ فِي الْبَحْرِو هنگامی که در دریا سختی به شما برسد
ضَلَّ مَنْ تَدْعُونَ إِلَّا إِيَّاهُکسانی را که جز او می‌خوانید از یاد می‌برید
فَلَمَّا نَجَّاكُمْ إِلَى الْبَرِّپس هنگامی که شما را به خشکی نجات دهد
أَعْرَضْتُمْروی می‌گردانید
وَكَانَ الْإِنْسَانُ كَفُورًاو انسان بسیار ناسپاس است.

هنگامی که در دریا گرفتار سختی می‌شوید، کسانی را که جز الله می‌خواندید از یاد می‌برید و تنها او باقی می‌ماند؛ اما هنگامی که شما را به خشکی نجات می‌دهد، روی می‌گردانید، و انسان بسیار ناسپاس است. ﴿۶۷﴾

أَفَأَمِنْتُمْ أَنْ يَخْسِفَ بِكُمْ جَانِبَ الْبَرِّ أَوْ يُرْسِلَ عَلَيْكُمْ حَاصِبًا ثُمَّ لَا تَجِدُوا لَكُمْ وَكِيلًا ﴿٦٨﴾

أَفَأَمِنْتُمْآیا پس ایمن شدید
أَنْ يَخْسِفَ بِكُمْ جَانِبَ الْبَرِّاز اینکه بخشی از خشکی را با شما فرو ببرد
أَوْ يُرْسِلَ عَلَيْكُمْ حَاصِبًایا بر شما تندبادی سنگ‌ریزه‌بار بفرستد
ثُمَّ لَا تَجِدُوا لَكُمْ وَكِيلًاسپس برای خود نگهبانی نیابید؟

آیا وقتی به خشکی رسیدید، خود را در امان می‌دانید از اینکه زمین شما را فرو ببرد یا تندبادی سنگ‌ریزه‌بار بر شما فرستاده شود و هیچ نگهبانی برای خود نیابید؟ ﴿۶۸﴾

أَمْ أَمِنْتُمْ أَنْ يُعِيدَكُمْ فِيهِ تَارَةً أُخْرَىٰ فَيُرْسِلَ عَلَيْكُمْ قَاصِفًا مِنَ الرِّيحِ فَيُغْرِقَكُمْ بِمَا كَفَرْتُمْ ثُمَّ لَا تَجِدُوا لَكُمْ عَلَيْنَا بِهِ تَبِيعًا ﴿٦٩﴾

أَمْ أَمِنْتُمْیا ایمن شدید
أَنْ يُعِيدَكُمْ فِيهِ تَارَةً أُخْرَىٰاز اینکه بار دیگر شما را به دریا بازگرداند
فَيُرْسِلَ عَلَيْكُمْ قَاصِفًا مِنَ الرِّيحِسپس بادی سخت بر شما بفرستد
فَيُغْرِقَكُمْ بِمَا كَفَرْتُمْو به سبب ناسپاسی‌تان شما را غرق کند
ثُمَّ لَا تَجِدُوا لَكُمْ عَلَيْنَا بِهِ تَبِيعًاسپس در برابر ما کسی را برای پیگیری نیابید؟

یا خود را در امان می‌دانید از اینکه بار دیگر شما را به دریا بازگرداند و بادی سخت بر شما بفرستد و به سبب ناسپاسی‌تان شما را غرق کند، و آن‌گاه کسی را نیابید که در برابر ما پیگیر کار شما باشد؟ ﴿۶۹﴾

تدبر، الله اعلم: این آیات به موضوع ما بسیار نزدیک است. انسان وقتی در میان موج قرار می‌گیرد و راه‌های معمول را بسته می‌بیند، ممکن است با تمام وجود الله را بخواند؛ اما همین که به ساحل آرامش رسید، آن حالت نیاز و توجه را فراموش کند. گویی با تمام شدن یک سختی، خیال می‌کند دیگر خطری در پیش نیست. قرآن یادآوری می‌کند که رسیدن به خشکی به این معنا نیست که انسان دیگر به الله نیاز ندارد یا موج دیگری هرگز نخواهد آمد.

در هنگام موج می‌گوییم: «یا الله، کمکم کن.» اما وقتی موج می‌گذرد، دوباره ممکن است تصور کنیم همه چیز را خودمان اداره می‌کنیم. اگر تجربه‌های گذشته را فراموش نکنیم و به یاد بیاوریم که در سختی چگونه به الله پناه بردیم، همان تجربه می‌تواند شناخت، اعتماد و ایمان ما را برای موج بعدی عمیق‌تر کند.

قرآن در نهایت از مقامی سخن می‌گوید که خوف (ترس) و حزن (اندوه) دیگر بر انسان غلبه ندارند.

الله (س) در سوره یونس، آیات ۶۲ و ۶۳ می‌فرماید:

أَلَا إِنَّ أَوْلِيَاءَ اللهِ لَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ ﴿٦٢﴾

أَلَاآگاه باشید
إِنَّ أَوْلِيَاءَ اللهِهمانا اولیای الله
لَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْخوفی بر آنان نیست
وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَو آنان اندوهگین نمی‌شوند.

آگاه باشید که اولیای الله، نه ترسی بر آنان است و نه اندوهگین می‌شوند. ﴿۶۲﴾

الَّذِينَ آمَنُوا وَكَانُوا يَتَّقُونَ ﴿٦٣﴾

الَّذِينَهمان کسانی که
آمَنُواایمان آوردند
وَكَانُوا يَتَّقُونَو همواره تقوا پیشه می‌کردند.

همان کسانی که ایمان آوردند و همواره تقوا (مراقبت از خود و دوری از نافرمانی الله) پیشه می‌کردند. ﴿۶۳﴾

تفسیر: قرآن خودِ اولیای الله را معرفی می‌کند: «الَّذِينَ آمَنُوا وَكَانُوا يَتَّقُونَ»، کسانی که ایمان آورده‌اند و اهل تقوا هستند. پس این مقام فقط یک نام یا ادعا نیست؛ ایمان و تقوای مداوم در زندگی آنان وجود دارد. درباره چنین کسانی قرآن می‌فرماید خوف و حزن بر آنان نیست.

تدبر، الله اعلم: خوف و حزن دو چیز بسیار آشنا در زندگی ما هستند. بسیاری از غم‌های ما به چیزی مربوط است که در گذشته اتفاق افتاده یا از دست رفته است. بسیاری از ترس‌های ما نیز به آینده‌ای مربوط است که هنوز نیامده و نمی‌دانیم چه خواهد شد.

گاهی گذشته، امروز ما را می‌گیرد؛ گاهی آینده.

ایمان قرار نیست گذشته را حذف کند یا به ما وعده بدهد که در آینده هیچ موجی نخواهد آمد. ایمان تکیه‌گاه قلب را عوض می‌کند.

هرچه انسان بیشتر به چیزهای از دست‌رفتنی تکیه کند، با رفتن آنها بیشتر فرو می‌ریزد. هرچه بیشتر تصور کند آینده حتماً باید مطابق برنامه او پیش برود، از ناشناخته‌های آینده بیشتر می‌ترسد.

اما هرچه شناخت و ایمان به الله بیشتر شود، کم‌کم چند حقیقت در قلب انسان بزرگ‌تر می‌شود:

من همه چیز را نمی‌دانم، اما الله می‌داند.

من همه چیز را کنترل نمی‌کنم، اما این عالم بی‌صاحب نیست.

من نمی‌دانم موج بعدی چیست، اما می‌توانم به ربّ خود تکیه کنم.

این ایمان یک‌شبه ساخته نمی‌شود.

قرآن برای ما مسیری نشان می‌دهد: شناخت بیشتر الله، فهم و تدبر در آیات، عمل به آنچه فهمیده‌ایم، ذکر و زنده نگه داشتن یاد الله در قلب، نماز، توکل، تقوا، استقامت (پایداری)، و عمل کردن بر اساس همین ایمان، وقتی با سختی‌ها و انتخاب‌های واقعی زندگی روبه‌رو می‌شویم.

کم‌کم دانسته به باور نزدیک‌تر می‌شود، باور در عمل ظاهر می‌شود و قلب آمادگی بیشتری برای آرامش و سکینه پیدا می‌کند.

در مثال اقیانوس، انسان دیگر فقط نمی‌خواهد با قدرت خودش شنا کند؛ کم‌کم می‌فهمد اقیانوسی که در آن شنا می‌کند، موجی که به او می‌رسد و خودِ او، همه در قلمرو علم و تدبیر الله هستند.

اما اکنون سؤال دیگری پیش می‌آید:

آیا همه موج‌هایی که در زندگی ما می‌آیند یک معنا دارند؟ آیا قرآن میان سختی‌های مختلفی که در زندگی انسان رخ می‌دهد تفاوتی قرار می‌دهد؟

برای ادامه این مسیر، باید ببینیم قرآن درباره این موج‌های متفاوت چه می‌گوید.

baAllah.org — کتابخانهٔ درس‌های قرآنی